مصدر با zu در آلمانی (Infinitiv mit zu): کجا zu لازم است و کجا نه
مصدر با zu گروه را میبندد: پس از versuchen، Lust haben و es ist wichtig میآید، اما پس از فعلهای وجهی، werden، lassen و sehen/hören نه.
قاعده
در آلمانی zu + مصدر آخرین جزء گروه مصدری است و مفعول، زمان و مکان پیش از آن میآیند. این گروه فاعل و فعل صرفشده ندارد و فاعل را از جملهٔ اصلی (یا از مفعول آن) میگیرد. فارسی اینجا فعل التزامی با شناسه دارد («سعی میکنم یاد بگیرم»)؛ آلمانی مصدرِ بیشناسه به کار میبرد.
چهار عامل zu را لازم میکنند:
- بیشتر فعلهایی که فعل دومی میگیرند: versuchen، vergessen، anfangen، aufhören، vorhaben، hoffen، sich freuen، versprechen، planen، beschließen، empfehlen، bitten.
- اسم + haben: Lust haben، Zeit haben، Angst haben، die Möglichkeit haben.
- ساخت es ist + صفت: wichtig، schwer، leicht، schön، verboten، erlaubt.
- عبارتهای بیشخص با es: Es macht Spaß, …، Es tut mir leid, …؛ es فقط جانشین گروه مصدری است.
بدون zu پنج گروه مصدر ساده میگیرند: فعلهای وجهی، werden (Futur I، زمان آینده)، lassen، sehen و hören، و gehen، bleiben، lernen. با lernen (و helfen) گروه بلندتر ممکن است zu بگیرد (Er lernt, allein zu arbeiten.)، ولی نه گروه کوتاه (Er lernt schwimmen.). پس از brauchen منفی (یا با nur)، شکل معیار zu دارد (Du brauchst nicht zu kommen.) و حذفش گفتاری است.
در فعل جداشدنی zu میان پیشوند و ستاک مینشیند، در یک واژه: anrufen → anzurufen، aufstehen → aufzustehen، mitkommen → mitzukommen، abschließen → abzuschließen. فعل جدانشدنی zu را جدا نگه میدارد: zu verstehen، zu bekommen.
سه واژهٔ ربطی گروه خود را میسازند: um … zu (هدف، پاسخ wozu?)، ohne … zu (کاری انجام نمیشود) و (an)statt … zu («بهجای»). هر سه فاعلی یکسان با جملهٔ اصلی میخواهند؛ با فاعل دیگر بهترتیب damit، ohne dass و anstatt dass میآیند.
ویرگول الزامی است پیش از گروههای um، ohne، (an)statt (و als، außer)، وقتی گروه به اسمی وابسته است (der Versuch, …) و وقتی es یا darauf/daran/damit آن را خبر میدهد؛ وگرنه اختیاری است: zu + مصدرِ تنها معمولاً بیویرگول است (Er begann zu weinen.) و در گروه بلند ویرگول بهتر است.
انتخاب میان dass و zu. با فاعل یکسان، مصدر با zu کوتاهتر است (Ich hoffe, bald zu kommen.)؛ با فاعل متفاوت فقط dass درست است (Ich hoffe, dass du bald kommst.). پس از bitten، empfehlen، erlauben کنندهٔ کار، مفعولِ جملهٔ اصلی است: Ich bitte dich, mir zu helfen. (تو کمک میکنی).
مثالها
- Ich versuche, jeden Tag zwanzig Minuten Deutsch zu lernen. — سعی میکنم هر روز بیست دقیقه آلمانی یاد بگیرم.
- Hast du Lust, heute Abend ins Kino zu gehen? — دلت میخواهد امشب به سینما بروی؟
- Es ist wichtig, vor dem Termin anzurufen. — پیش از وقت ملاقات تلفن زدن مهم است.
- Vergiss bitte nicht, die Tür abzuschließen. — لطفاً فراموش نکن در را قفل کنی.
- Wir haben vor, im Sommer nach Wien zu fahren. — قصد داریم تابستان به وین برویم.
- Ich lerne Deutsch, um in Österreich zu studieren. — آلمانی یاد میگیرم تا در اتریش درس بخوانم.
- Sie ist gegangen, ohne sich zu verabschieden. — او رفت، بیآنکه خداحافظی کند.
- Statt zu telefonieren, schreibt er lieber eine E-Mail. — بهجای تلفن زدن، ترجیح میدهد ایمیل بنویسد.
- Ich muss morgen früh aufstehen. — فردا باید زود بیدار شوم.
- Ich höre meine Nachbarn schon wieder streiten. — باز هم میشنوم که همسایههایم دعوا میکنند.
جدول
| با zu (لازم) | نمونههای رایج | مثال |
|---|---|---|
| فعل + گروه مصدری | versuchen, vergessen, anfangen, aufhören, vorhaben, hoffen, versprechen, planen | Ich versuche, ruhig zu bleiben. |
| اسم + haben | Lust haben, Zeit haben, Angst haben, die Möglichkeit haben | Hast du Zeit, mir zu helfen? |
| ساخت es ist + صفت | wichtig, schwer, leicht, schön, verboten, erlaubt | Es ist verboten, hier zu parken. |
| عبارت بیشخص با es | Es macht Spaß …, Es tut mir leid … | Es macht Spaß, Deutsch zu lernen. |
| um / ohne / (an)statt | um … zu, ohne … zu, (an)statt … zu | Er ging, ohne etwas zu sagen. |
| بدون zu | فعلها | مثال |
|---|---|---|
| فعلهای وجهی | können, müssen, dürfen, sollen, wollen, mögen (möchten) | Ich muss heute länger arbeiten. |
| Futur I | werden | Wir werden morgen anfangen. |
| lassen | lassen | Ich lasse mir die Haare schneiden. |
| فعلهای حسی | sehen, hören | Ich höre die Kinder spielen. |
| gehen, bleiben, lernen | gehen, bleiben, lernen | Wir gehen heute schwimmen. |
اشتباهات رایج
- ❌ Ich muss heute länger zu arbeiten. → ✅ Ich muss heute länger arbeiten. — پس از فعل وجهی (و werden، lassen، sehen/hören، gehen، bleiben و گروه کوتاهِ lernen) مصدر ساده میآید.
- ❌ Vergiss nicht, mich zu anrufen. → ✅ Vergiss nicht, mich anzurufen. — در فعل جداشدنی zu میان پیشوند و ستاک، در یک واژه میآید.
- ❌ Ich lerne Deutsch, um in Österreich studieren. → ✅ Ich lerne Deutsch, um in Österreich zu studieren. — پس از um، ohne و (an)statt مصدر همیشه با zu میآید.
- ❌ Ich hoffe, du bald zu kommen. → ✅ Ich hoffe, dass du bald kommst. — گروه مصدری فاعل ندارد؛ اگر کار دوم فاعل دیگری دارد، فقط جملهٔ dass درست است.
- ❌ Es ist wichtig, zu lernen jeden Tag. → ✅ Es ist wichtig, jeden Tag zu lernen. — ترکیب zu + مصدر گروه را میبندد؛ زمان، مکان و مفعول پیش از آن میآیند.
پرسشهای متداول
چه وقت در آلمانی مصدر با zu لازم است؟
پس از بیشتر فعلهایی که فعل دومی میگیرند (versuchen، vergessen، anfangen، aufhören، vorhaben، hoffen، versprechen، planen)، پس از اسم + haben (Lust haben، Zeit haben، Angst haben)، پس از es ist + صفت (wichtig، schwer، verboten) و پس از عبارتهای بیشخص با es (Es macht Spaß …). گروه مصدری در آخر جمله میآید و zu + مصدر آخرین جزء آن است.
پس از کدام فعلهای آلمانی zu نمیآید؟
پس از فعلهای وجهی، werden (Futur I)، lassen، sehen و hören، و gehen، bleiben و lernen: Ich muss arbeiten، Wir gehen schwimmen، Ich höre die Kinder spielen. با lernen (و helfen) گروه مصدری بلندتر ممکن است zu هم بگیرد.
در فعلهای جداشدنی zu کجا میآید؟
میان پیشوند و ستاک، و همه با هم یک واژه نوشته میشود: anrufen → anzurufen، aufstehen → aufzustehen، mitkommen → mitzukommen. در فعلهای جدانشدنی zu جدا میماند: zu verstehen، zu bekommen.
آیا پیش از گروه مصدری ویرگول لازم است؟
ویرگول در گروههای um، ohne و (an)statt (و als، außer) الزامی است و پیش از کل گروه میآید، نه پس از um؛ همچنین وقتی گروه به اسمی وابسته است و وقتی واژهای مانند es یا darauf آن را از پیش خبر میدهد. در بقیهٔ موارد اختیاری است: zu + مصدرِ تنها معمولاً ویرگول نمیگیرد (Er begann zu weinen.)، اما در گروههای بلند ویرگول خواندن را آسانتر میکند.
جملهٔ dass یا مصدر با zu — کدام را به کار ببرم؟
اگر فاعل هر دو بخش یکی باشد، مصدر با zu: Ich hoffe, bald zu kommen. اگر فاعلها فرق کنند، جملهٔ dass: Ich hoffe, dass du bald kommst. پس از bitten، empfehlen و erlauben کنندهٔ کار مفعول جملهٔ اصلی است: Ich bitte dich, mir zu helfen. همین تقسیم میان um … zu و damit هم برقرار است.

