BRAGIflash
Download on the App StoreGet it on Google Play
B2بالاتر از متوسط3 دقیقه مطالعهبه‌روزرسانی

فعل lassen با مصدر در آلمانی: سپردن کار به دیگری، اجازه دادن و sich lassen

فعل lassen + مصدر بدون zu یعنی کاری را به دیگری سپردن یا اجازه دادن؛ sich lassen یعنی «شدنی است». در Perfekt: habe … lassen، معمولاً نه gelassen.

قاعده

فعل lassen دو نقش دارد. به‌تنهایی فعل اصلی است: «جا گذاشتن» یا در جملهٔ امری «دست برداشتن، رها کردن» (Lass das!‎). همراه فعل دومی در شکل مصدر ساده یعنی «کاری را به دیگری سپردن» یا «اجازه دادن»، و مانند فعل وجهی رفتار می‌کند: zu نمی‌گیرد و مصدر قاب فعلی (Verbklammer) را در پایان جمله می‌بندد.

سه معنای lassen + مصدر:

  • سببی: کس دیگری کار را انجام می‌دهد: Wir lassen das Auto reparieren. فارسی اینجا «دادن» + فعل التزامی می‌آورد («می‌دهم تعمیر کنند»). انجام‌دهنده در حالت مفعولی (Akkusativ) است: Ich lasse den Klempner kommen. اگر کار برای خودِ فاعل انجام شود و چیزِ مورد کار از قبل مفعول مستقیم باشد، ذی‌نفع در حالت داتیو (Dativ) است: Ich lasse mir die Haare schneiden.
  • اجازه‌ای: Sie lässt ihn ausreden؛ کسی که اجازه می‌گیرد در Akkusativ است.
  • امکان با sich lassen + مصدر: Das lässt sich reparieren = Das kann repariert werden، یکی از جایگزین‌های رایج مجهول همراه können. قیدهایی مانند leicht، gut، kaum یا نفی اغلب همراهش می‌آیند، اما اجباری نیستند: Das lässt sich machen.

صرف. فعل lassen قوی است و در du و er با Umlaut (a → ä) صرف می‌شود (du lässt، er lässt) و Präteritum (گذشتهٔ نوشتاری) آن ließ است. در Perfekt (گذشتهٔ گفتاری) دو شکل دارد: وقتی تنهاست، وجه‌وصفی گذشته (Partizip II) یعنی gelassen می‌آید (Ich habe den Schlüssel im Auto gelassen)؛ وقتی مصدر دیگری کنارش باشد، خودِ مصدر lassen جای آن را می‌گیرد. این Ersatzinfinitiv (مصدر جانشین یا «مصدر دوگانه») شکل معیار است: Ich habe das Auto reparieren lassen؛ gelassen در این جایگاه به‌ندرت دیده می‌شود.

ترتیب واژه‌ها. در جملهٔ اصلی lassen در جایگاه دوم و مصدرها در پایان‌اند. در جملهٔ پیرو با زمان ساده، lassen صرف‌شده آخر می‌آید (…, weil ich das Auto reparieren lasse)؛ اما با مصدر دوگانه haben صرف‌شده پیش از هر دو مصدر می‌نشیند (…, weil ich das Auto habe reparieren lassen).

ساخت Lass uns …! / Lasst uns …!‎ هم دعوت به کاری مشترک است: «بیا … / بیایید …».

مثال‌ها

  • Ich lasse den Schlüssel zu Hause. — کلید را در خانه جا می‌گذارم.
  • Lass mich! — راحتم بگذار!
  • Wir lassen das Auto morgen reparieren. — فردا ماشین را می‌دهیم تعمیر کنند.
  • Ich lasse mir die Haare schneiden. — موهایم را می‌دهم کوتاه کنند.
  • Der Chef lässt den Praktikanten den Bericht schreiben. — رئیس از کارآموز می‌خواهد گزارش را بنویسد.
  • Sie lässt ihn ausreden. — او (زن) می‌گذارد او (مرد) حرفش را تمام کند.
  • Meine Eltern lassen mich nicht allein verreisen. — پدر و مادرم نمی‌گذارند تنها سفر کنم.
  • Das Fenster lässt sich nicht öffnen. — پنجره را نمی‌شود باز کرد.
  • Ich habe das Auto reparieren lassen. — ماشین را دادم تعمیر کنند.
  • Ich weiß nicht, warum sie den Vertrag nicht hat prüfen lassen. — نمی‌دانم چرا او (زن) قرارداد را نداد بررسی کنند.
  • Lass uns morgen ins Kino gehen! — بیا فردا به سینما برویم!

جدول

شخص Präsens Präteritum
ich lasse ließ
du lässt ließest (ließt)
er/sie/es lässt ließ
wir lassen ließen
ihr lasst ließt
sie/Sie lassen ließen

امر (Imperativ): Lass! – Lasst! – Lassen Sie!‎ · در Perfekt: hat gelassen وقتی lassen تنهاست، hat … lassen با مصدر دوم.

الگو ساخت مثال Perfekt
فعل اصلی (جا گذاشتن، دست برداشتن) lassen + Akkusativ (+ مکان) Ich lasse den Schlüssel zu Hause. Ich habe den Schlüssel zu Hause gelassen.
سببی (سپردن کار به دیگری) lassen + Akkusativ/Dativ + Infinitiv Ich lasse mir die Haare schneiden. Ich habe mir die Haare schneiden lassen.
اجازه‌ای (اجازه دادن) lassen + Akkusativ + Infinitiv Sie lässt ihn ausreden. Sie hat ihn ausreden lassen.
امکان (= können + Passiv) sich lassen + Infinitiv Das lässt sich reparieren. Das hat sich reparieren lassen.

اشتباهات رایج

  • ⚠️ Ich habe das Auto reparieren gelassen. → ✅ Ich habe das Auto reparieren lassen. — نادرست نیست، اما کم‌کاربرد است: با مصدر دوم شکل معمول Ersatzinfinitiv است؛ gelassen وجه‌وصفیِ lassen تنهاست.
  • ❌ Ich lasse mein Auto zu reparieren. → ✅ Ich lasse mein Auto reparieren. — فعل lassen مانند فعل وجهی مصدر ساده و بدون zu می‌گیرد.
  • ❌ Das Fenster lässt nicht öffnen. → ✅ Das Fenster lässt sich nicht öffnen. — معنای امکان به ضمیر انعکاسی sich نیاز دارد.
  • ❌ …, weil ich das Auto reparieren lassen habe. → ✅ …, weil ich das Auto habe reparieren lassen. — در جملهٔ پیرو با مصدر دوگانه، فعل صرف‌شده پیش از هر دو مصدر می‌آید.
  • ❌ Ich lasse mich die Haare schneiden. → ✅ Ich lasse mir die Haare schneiden. — die Haare خودش مفعول مستقیم است، پس ذی‌نفع در حالت داتیو می‌آید.

موضوعات مرتبط

مصدر دوگانهٔ فعل‌های وجهی و جایگزین‌های دیگر مجهول (man، sein + zu + مصدر، صفت‌های ‎-bar) در درس‌های جداگانه آمده‌اند.

پرسش‌های متداول

فعل lassen همراه مصدر در آلمانی چه معنایی دارد؟

سه معنا دارد: کاری را به دیگری سپردن (Ich lasse das Auto reparieren)، اجازه دادن (Sie lässt ihn ausreden) و، همراه sich، امکان (Das lässt sich reparieren). مصدرِ پس از lassen هیچ‌گاه zu نمی‌گیرد.

چرا می‌گوییم habe reparieren lassen و نه gelassen؟

وقتی مصدر دومی در جمله باشد، lassen به‌جای Partizip II شکل مصدر را می‌گیرد (Ersatzinfinitiv یا «مصدر دوگانه»)، درست مانند فعل‌های وجهی. شکل معیار همین است و gelassen در این جایگاه به‌ندرت دیده می‌شود. جای عادی gelassen وقتی است که lassen تنها فعل جمله باشد: Ich habe den Schlüssel im Auto gelassen.

فرق Ich lasse mir die Haare schneiden با Ich schneide mir die Haare چیست؟

با lassen کس دیگری، یعنی آرایشگر، موها را کوتاه می‌کند؛ بدون lassen خودتان این کار را می‌کنید. ضمیر در حالت داتیو (mir) است، چون die Haare خودش مفعول مستقیم (Akkusativ) جمله است.

جملهٔ Das lässt sich machen یعنی چه؟

یعنی «این کار شدنی است». ساخت sich lassen + مصدر امکان را بیان می‌کند و جای kann gemacht werden را می‌گیرد، بی‌آنکه کننده نام برده شود. قیدهایی مانند leicht، gut یا kaum و نفی اغلب همراهش می‌آیند، اما اجباری نیستند.

در جملهٔ پیرو با lassen فعل‌ها کجا قرار می‌گیرند؟

در زمان ساده، lassen صرف‌شده به آخرِ جمله می‌رود: …, weil ich das Auto reparieren lasse. در Perfekt فعل صرف‌شدهٔ haben پیش از هر دو مصدر می‌آید: …, weil ich das Auto habe reparieren lassen.